عزت الله مولايى نيا همدانى

428

نسخ در قرآن ( فارسى )

از حريم قرآن ، تعرضى به حريم احكام شريعت غرا نموده و منكر جريان « نسخ » در قرآن شده‌اند كه اگر به جاى آنكه با مستشرقين و يهوديها هم‌آواز گردند ، درست در ادلّه اسلامى دقت مىكردند ، هم از كيان قرآن دفاع مىكردند و هم پاسخ صحيح ياوه‌گوييهاى مستشرقين و يهود را مىدادند و خود نيز دچار تناقض‌گويى نمىشدند . 8 - در بررسى شرح حال منكران نسخ در قرآن از معاصرين ، ديديم كه برخى از آنان در ارتباط با دفاع از مكتب التقاطى « اشتراكيت و شيوعيت عربى » منكر نسخ شده‌اند و برخى نيز بر اثر خودباختگى در جريان شكست نهضت مشروطيت و ظهور امثال رضا خان و كسروى ، بدين سو كشيده شده‌اند و برخى نيز در برابر اشكال تراشيهاى متشرقين ( اين نوكران جيره‌خوار استعمار شرق و غرب ) خود را باخته و دست و پا گم كرده و به جاى پرداختن به پاسخ علمى براى شبهات آنان ، از اصل مقولهء نسخ را مورد انكار قرار داده‌اند . و بعضى نيز شايد از باب « خالف تعرف » دست به چنين كار خطرناكى زده‌اند . 9 - در نقد و بررسى دلايل منكران وقوع نسخ در اديان ، بويژه در مورد اسلام و به خصوص در قلمرو قرآن كريم ، ديديم كه اين گروه هيچ دليل و مدرك مستند و معتبر از نگاه عقل و دين ، جهت اثبات ادعاى خود ندارند ، بلكه تنها به چند شبهه و اشكال بىاساس دست يازيده و آن را به شكلهاى گوناگون براى اغفال ديگران سامان مىدهند و پاسخ همهء آنها به آسانى از منظر عقل و دين برمىآيد . 10 - بالأخره براى اثبات اين حقيقت قرآنى ديديم كه اين پديده يك حقيقت دينى اصيل قرآنى است و نه وارداتى ، نه از حوزهء دينى يهود بر حريم احكام اصيل اسلام آمده و نه شيعه - رضوان الله عليهم - آن را ابداع كرده‌اند و نه نظام سرمايه‌دارى آن را پرداخته است و نه تابعين بدان صورت دينى داده‌اند ، بلكه از اصول مسلم و از احكام تأسيسى اسلام بوده ، دهها دليل از قرآن و سنت قطعى و « متواتر المعنى » رسول گرامى اسلام - صلّى اللّه عليه و آله - و تاريخ تشريع احكام و